کفش قرمز | رویا رستمی 

نام_رمان: #کفش_قرمز

نویسنده:#رویا_رستمی 

ژانر:#عاشقانه 

خلاصه رمان کفش قرمز :

نمی خواد هنرپیشه بشه، نه انگیزه هست نه خواست قلبی، اما اگه عاشق آریو برزن باشی؟ مرد قلب دزدمون که هنرپیشه اس و پر از غرور؟ اگه این مرد قلب بشکنه و غرور له کنه و تپش قصه مون مرد بشه برای مقابله کردن حرفیه؟ اگه پدر دکترش مجبورش کنه به کنکور پزشکی دادن و اون تست هنرپیشگی بره برای ثابت کردن خودش به آریوبرزنی که قلب شکونده حرفیه؟

 

قسمتی از متن رمان کفش قرمز :

به آرامی از سپهر جدا شد و بدون اینکه توجه کسی را جلب کند به سوی اتاق
آریوی رفت که از آخرین بودنش خاطره یک بوسه نفرت انگیز و حرف های
شیرین داشت.در را باز کرده داخل شد و عجیب بود که هیچ قفلی به در نزده
.بود
دوباره و دوباره نگاهش رفت پی گرامافون و کاش یکی از آنها را داشت با تمام
.صفحات قدیمی دوست داشتنی

هنوز لبخند داشت از دیدن این گرامافون که در باز شد و او ترسیده بیرون
کشیده شد از خیال زیبایش و برگشت و چرا باید همیشه این پسر عجل معلق
باشد؟
چرا اینجایی؟-
خوبی؟-

.به لطف شما-
پر بود از حرص و چقدر دلش هوس یک سیلی داشت برای آن صورت سه تیغه
!کرده
آریو قدم جلو گذاشت که قدم عقب رفت از تپش و گفت:چی می خوای؟

!آریو دست دراز کرده که تپش گفت:بکش عقب که لمست فقط گناه برام
بی توجه بود فقط دلش می خواست حالی کند به این گرگ کوچک که نهال
.بازی است و فعالا در این بازی نباشد زخمش کمتر خواهد بود
با دو گام بلند سینه به سینه اش شد و خیره شده به آبی دوست داشتنی
چشمش و هر چه آرامش می گرفت از این آبی از آبی نهال پر می شد از نفرت
.و هنوز جا داشت…شکنجه در راه بود…