کژال خان | hadis_s

نام رمان: #کژال_خان

نویسنده: #hadis_s
ژانر: #عاشقانه

خلاصه رمان کژال خان:

کژال دختری خان زاده و اصیل که در یک لج و لجبازی ، خان یکی از روستاها رو به قتل میرسونه و حالا باید تاوان کارش را پس بده…

بخشی از رمان کژال خان:

سردی اهنش سنگینی می کرد ، نگاهی به دستم انداختم و به نگاهی به اطرافم انقدر شک زده بودم که نمیدونستم چرا اینجام ولی بودم ، به اطراف نگاه کردم و میله ها و ادمای پشتش که با پوزخند بهم خیره شده بودن.

-هوی زنیکه تازه واردی؟بهت نمیاد اهل اینورا باشی.
صدای قهقه بقیه زنا و صدای سخت نگهبان.
-اروم باشین .
چه قدرم که حساب بردن.
-بابا به سر وضعش نمیاد اینکاره باشه ، پوستش افتاب مهتاب ندیده هست.
-حتما یکی یه دونه باباش بوده.
صدای خنده ی زنای زندانی خنجری بود به قلبم ، زن نگهبان در سلولی رو باز کرد و هولم داد داخل.
-اینجا باید باشی .
و بعد رو به زنی کرد و گفت:
اکرم یه تخت بهش بده ، هواشم داشته باش سفارشیه.