دانلود رمان هدیه ی اجباری | م.عبدالله زاده

هدیه ی اجباری|م.عبدالله زاده

نام رمان: #هدیه_ی_اجباری(جلد دوم هستی ام را نگیر )

نویسنده: #م.عبدالله_زاده
ژانر: #اجتماعی #عاشقانه #غمگین #تراژدی

خلاصه رمان هدیه ی اجباری:

مبینا دختری مهربان و خوش‌قلب، در حوالی پیچ‌و‌خم زندگی‌اش ناگهان خود را در دره‌ی عمیقی.از روزگار می‌بیند. او باید با مرگ دست‌و‌پنجه نرم کند و تنها یک راه برای فرار از این مهلکه برایش باقی مانده است……

ادامه + دانلود“دانلود رمان هدیه ی اجباری | م.عبدالله زاده”

دانلود رمان سیمرغ | مدیا خجسته

سیمرغ|مدیا خجسته

نام رمان: #سیمرغ

نویسنده: #مدیا_خجسته
ژانر: #اجتماعی #عاشقانه #غمگین

خلاصه رمان سیمرغ:

نیلوفر بهرامی دختری ساده ولی خود ساخته که پس از شکست اولش تصمیم میگیره به دور از محیطی که این شکست رو براش رقم زده آینده جدیدی بسازه.
آینده ای که آمیخته با اهداف و آرزوهاشه!
به همین منظور وارد شهری میشه که هیچ تجربه و پیشینه ای از زندگی در آن نداره.
غافل از اینکه همین شهر با تمام اتفاقات خوب و بد زندگیش عجین میشه و به طرز عجیبی آیندش رو رقم می زنه!
درست همون وقته که زندگیش پر میشه از جزر و مدهای شدید و پرخروش و داستانِ رمان سیمرغ رو رقم می زنه!…

ادامه + دانلود“دانلود رمان سیمرغ | مدیا خجسته”

دانلود رمان هبوط | فاطمه حیدری

هبوط|فاطمه حیدری

نام رمان: #هبوط

نویسنده: #فاطمه_حیدری
ژانر: #اجتماعی #عاشقانه #غمگین

خلاصه رمان هبوط:

رایحه هفت سال پیش از گذشته اش فرار کرده .حالا با آشنایی آدم های تازه سعی داره آدم جدیدی باشه و رایحه گذشته رو فراموش کنه.
به خانه ویلایی مادربزرگ المیرا نقل مکان می کند .خانه امن است اما اهالی خانه برای اون خطر آفرینند! خطر عشق !

ادامه + دانلود“دانلود رمان هبوط | فاطمه حیدری”

دانلود رمان سایه نفرت | روح خبیث

سایه نفرت|روح خبیث

نام رمان: #سایه_نفرت

نویسنده: #روح_خبیث
ژانر: #اجتماعی #غمگین #ازدواج_اجباری

خلاصه رمان سایه نفرت:

داستان در مورد دختری هست که به خاطر برادرش که مرتکب قتل شده مجبور به ازدواج با پسر بد اخلاق میشه  آریا پسر قصمون ، توی زندگیش ظاهرا چیزی کم نداره، ثروت، جذابیت، خیلیها بهش غبطه میخورن، اما در باطن خیلی کمبود داره…

ادامه + دانلود“دانلود رمان سایه نفرت | روح خبیث”

دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند | هانیه وطن خواه

طلاهای این شهر ارزانند|هانیه وطن خواه

نام رمان:#طلاهای_این_شهر_ارزانند

نویسنده: #هانیه وطن خواه
ژانر:#عاشقانه#غمگین

خلاصه رمان طلاهای این شهر ارزانند:

یه مرد هفتاد ساله پولدار به اسم زرنگار که دوتا پسر و دوتا دختر داره. دختر دومش”کیمیا ” مجرده که عاشق استاد نخبه دانشگاهشون به نام طاهاست. کیمیا قراره با برادرشوهر خواهرش به اسم نامدار ازدواج کنه ولی با طاها فرار می کنه واز ایران میره. زرنگار هم در عوض خواهر هفده ساله طاها به اسم طلا را که خودش عاشق پسرخالش به اسم امیره را مجبور میکنه باهاش ازدواج کنه و تو خونه اش به عنوان خدمتکار کار کنه…

ادامه + دانلود“دانلود رمان طلاهای این شهر ارزانند | هانیه وطن خواه”

دانلود رمان تاوان گناه پدرم | مهسا موحدیان پناه

تاوان گناه پدرم | مهسا موحدیان پناه

نام رمان : تاوان گناه پدرم

نویسنده : مهسا موحدیان پناه

ژانر:اجتماعی,غمگین

خلاصه رمان تاوان گناه پدرم:

بعد سال‌ها گذشتن از قضیه نارو زدنِ پدر خانواده برزگر به پسرش، دختر پسر آقای برزگر، دچار شکست روحی شدیدی می‌شود. پدر خانواده ناپدید و اعضای خانواده مجبورِ رو زدن به پدربزرگ می‌شوند و…

 

ادامه + دانلود“دانلود رمان تاوان گناه پدرم | مهسا موحدیان پناه”

دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه | Hasti_hki

دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه

نام رمان : پیر شدیم اما بزرگ نه !!!

نویسنده : Hasti_hki

ژانر : پلیسی ،عاشقانه ، معمایی ، اجتماعی ، غم انگیز

خلاصه رمان پیر شدیم اما بزرگ نه:

« این داستان ، حکایت انسانهایی است که در این دنیا رشد می کنند ، بزرگ میشوند ، قامت بلند می کنند . از کودکی چند ماهه می شوند مردی۵۰ ساله که ریش سفید کرده و پیراهن به پیراهن پاره کرده است .
اما آنها خیلی چیز ها را نمی دادند …
آنها نمی دانند که ” بخشیدن ” وظیفه نیست ، بلکه لطفیست که هرکسی لیاقتش را ندارد !
آنها نمی دانند که زمان مرحمی بر روی زخم ها نیست ، بلکه سرپوشی برای پنهان کردن دردها ازنگاه های درنده و کنجکاو مردم است !
آنها نمی دانند چه درد بدیست که تمام دارو ندارت را بدهی پای چیزی که دراین دنیا طاقت و دوامی ندارد!
آنها نمیدانند که مرگ لزوما در قبر گذاشتن آدم ها نیست ، بلکه می توان آدمها را به راحتی یک حرف ، یک عکس ، یک گذشته ی دور ، یک تکرار مکرر از خاطراتی که آدمها دوستش دارند ولی همیشه در حسرت و سوختن لحظه ای تکرار آن هستند ، در خود کشت و به نابودی محض کشاند ، بدون آنکه در گور گذاشته شوند !
آنها خیلی چیز ها را تا لحظه ای که به تله ای از خاک سپرده شوند نخواهند دانست .
این آدم ها پیر و فرتوت می شوند ، به گور می روند ، ولی تفکراتشان رشد نمی کند و بزرگ نمی شود !
در این میان دختری خسته از مشکلات پیچ وا پیچ زندگی ، با ذهنی خسته و تنی درمانده می آید !
دختری که خودش را ، عشقش را ، زندگی اش را،! دلش را ، روحش را ، جسمش را ، قشنگترین خاطرات تمام عمرش را و …
دخترانگیش را پای چیزی می فروشد ، که نمی دانست عمرش خیلی طولانی نیست و دوام چندانی نخواهد داشت ! و درآخر به فراموشی محض سپرده خواهد شد … »

ادامه + دانلود“دانلود رمان پیر شدیم اما بزرگ نه | Hasti_hki”