برای بستن ESC را بزنید

0 رمان با این موضوع در رمان دانلود پست شده:))

رمان خواب زده | الناز محمدی -با فرمت اندروید و pdf

 خواب زده |الناز محمدی

نام_رمان: #خواب_زده

نویسنده: الناز_محمدی
ژانر: #عاشقانه  #اجتماعی #معمایی

 

خلاصه رمان خواب زده:                                                                                    دانلود رمان خواب زده

بین آدمها فاصله ها زیاده اماممکنه یک تارمو شباهت تمام زندگیشونو به هم گره کنه…قصه ی یک میوه به ظاهر کرم خورده..قصه یک پوسته ای که هنوز باطنش …ذاتش وباورهاش سالمه… قصه ای آدمی شاید شبیه خودمون… بازهم یک زن ویک مرد وخانواده واجتماع…قصه دوتاخانواده است.دوتاآدم کاملا متفاوت که ازهم دور افتادن… گذشته باعث این موضوع شده… پدری که پسروبرای حفظ آبروش دورنگه داشته.. … پایان خوش.

(بیشتر…)

ادامه + دانلود

رمان خانه شوم | hell girl – دانلود با فرمت اندروید و pdf

خانه شوم | hell girl

نام رمان: #خانه_شوم

نویسنده: #hell_girl
ژانر: #عاشقانه #ترسناک #معمایی

خلاصه رمان خانه شوم:

 داستان از آن جایی آغاز می شود که مریم و کامران به خانه ی جدیدشان نقل مکان می کنند. در این خانه اتفاقاتی می افتد که زندگی این زوج را دست خوش حوادث خواهد کرد…

برگرفته از داستان واقعی
مریم مشغول چیدمان منزل بود و متوجه ورود من نشد. دو روز از نقل مکان مان به محله ای دروسط شهر می گذشت؛ خانه ای نقلی و تر تمیزی بود. مریم سه روز مرخصی کاری گرفته بود، تا به کارهای منزل رسیدگی کند.

بهش گفته بودم مرخصی نمی خواهد من از کارهایم می گذرم تا بیشتر در خانه باشم ،

کمکت کنم اما او گفت: وای کامران نمی تونم تصور کنم وسایل را تو بچینی؛

فکر کن چند تا از ظرف هارا باید کف آشپزخانه پیدا کنم! و با صدای بلند می خندید.

(بیشتر…)

ادامه + دانلود

دانلود رمان فرشته ای از تاریکی | مریم ارشدی نژاد

فرشته ای از تاریکی |مریم ارشدی نژاد

نام رمان:#فرشته_ای_از_تاریکی

نویسنده: #مریم_ارشدی_نژاد
ژانر:#عاشقانه #معمایی

خلاصه رمان فرشته ای از تاریکی:

تانیا، دختر عجیبی که به‌تازگی برای موضوعی به تهران اومده، بعد از دیدن هومان و زیر نظر

گرفتنش، کم‌کم وابسته و دلبسته‌اش میشه و حالا تازه مشکل اصلی پیدا میشه؛ اینکه به

حرف دلش گوش کنه یا به‌خاطر کارها و مسئولیت‌هاش بی‌خیال دلش شه….

(بیشتر…)

ادامه + دانلود

رمان بازمانده ای از طبیعت | الهه یخی -با فرمت اندروید ،آیفون ،pdf

بازمانده ای از طبیعت|الهه یخی

نام رمان:#بازمانده_ای_از_طبیعت

نویسنده: #الهه_یخی
ژانر:#عاشقانه #تخیلی #معمایی

خلاصه رمان بازمانده ای از طبیعت:

من ٬دختری از زمین که برای یافتن بازمانده به اینجا آمده ام
و تو شاهزاده ای از جنس آتش و شیطان هستی که…
برای به دست آوردن من هرکاری انجام میدهی.
راز عجیبی این سرزمین را در بر گرفته که کسی از آن اطلاعی ندارد
به زودی راز ها معلوم٬و هویّت من آشکار خواهد شد.

(بیشتر…)

ادامه + دانلود

رمان طلسم عشق | الهه یخی -با فرمت اندریود،آیفون ،پی دی اف

طلسم عشق|الهه یخی

نام رمان:#طلسم_عشق(جلد دوم رمان بازمانده ای از طبیعت)

نویسنده: #الهه_یخی
ژانر:#عاشقانه #تخیلی #معمایی

خلاصه رمان طلسم عشق:

گاهی اوقات لازمه زمان باهات بازی کنه، جوری که نتونی ازش فرار کنی؛ ولی بتونی به دنبال راه مقابله باهاش بگردی.
حالا ملوری درگیر بازی زمان شده؛ بازی با چاشنی عشق. اما ملوری کیه؟! پس تیارانا کجا رفته؟!اصلاً چرا باید ملوری باشه؟ چرا شخص دیگه‌ای نباشه؟ چرا…
تیارانا تو جشن تولدش توسط جادوگری طلسم میشه و وقتی که به جای امنی می‌رسه می‌فهمه.همه‌چیز تغییر کرده و اون‌طوری نیست که باید باشه.
اون تبدیل شده به ملوری؛ ولی ملوری کیه؟

(بیشتر…)

ادامه + دانلود

دانلود رمان باران می بارد | شقایق گلی

باران می بارد|شقایق گلی

نام رمان: #باران_می بارد

نویسنده: #شقایق_گلی
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #معمایی#جنایی

خلاصه رمان باران می بارد:

مردی از جنس آتش با دنیایی درهم آلوده، سال‌هاست که می‌سوزد و می‌سوزاند؛اما محکم و پابرجاست. مثل همه‌ی انسان‌های دیگر، در زندگی‌اش دچار خطا و لغزش‌هایی شده است؛اما خبر از اتفاقاتی که روزگار برایش رقم زده است ندارد. نمی‌داند این سرنوشت برایش بازی‌ای رقم زده است.که از درون نابود می‌کند! این بین کسی پا به بازی گذاشت که لطیف بود، زیبا بود، دختر بود.سوءتفاهم شد. همه‌ی آن‌هایی که زود قضاوت کردند لطمه خوردند، ضربه زدند. خون به پا شد.اما به نا‌حق! زهرش دامن همه‌شان را گرفت.​

(بیشتر…)

ادامه + دانلود

رمان فصل بادبادک ها | مهسا زهیری -با فرمت اندروید و pdf

فصل بادبادک ها | مهسا زهیری

نام رمان:#فصل_بادبادک_ها

نویسنده: #مهسا زهیری
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی#معمایی

خلاصه رمان فصل بادبادک ها:

شیده تنها وارث خانواده ی بزرگ عمادزاده ست که قبلاً ازدواج نا موفقی داشته و برادر جوانش رو ۵ سال پیش، در یک حادثه مشکوک از دست داده. حالا به نظر می رسه افراد متفاوتی با نیت های مختلف قصد نزدیک شدن بهش رو دارن. داستان پیرامون راز مرگ شهرام و روابط پیچیده ی سه خانواده (شریک) ثروتمند هست. در نهایت تصمیم گیری شیده، زندگی اون رو در تقابل با شیوه ی زندگی مادرش قرار میده…

قسمتی از متن رمان فصل بادبادک ها :

در اتاق با صدای قـژقـژ باز شد و من و مهرناز سکوت کردیم.
مهین خانوم با لبخند جلو اومد. 
نگاهم به ظرف‌های خوراکی های توی سینی افتاد که از مدل‌های مختلف بود.
سینی رو روی میز گذاشت و گفت: تو رو خدا تعارف نکنید. بفرمایید.
– ممنون. همه چی هست. چرا زحمت کشیدید؟

– چه زحمتی. نوش جان.
گاهی که برای رسوندن مهرناز سری به خونه‌شون می‌زدم، وضع همین بود. 
مهین خانوم هر چی تو خونه بود می‌آورد وسط که من رو حسابی خجالت زده می‏ کرد.
همین که بیرون رفت، مهرناز گفت: بخور دیگه. بعداً سر من غر می‌زنه.
به پوست میوه‌های توی ظرف اشاره کردم و گفتم: خوردم دیگه.
بعد از چند ثانیه به حرف اومد: نمی‌خوام بیرونت کنم ولی دیرت نشه.
خندیدم و گفتم: حوصله ندارم.
– تو که بالاخره می‌ری، حداقل زودتر برو که حاضر شی.
راست می‌گفت. دکمه‌های باز مانتوم رو بستم و بلند شدم. کیفم رو برداشتم و گفتم: تو هم که طبق معمول نمیای!
– «نادری» همینطوری چشم دیدنم رو نداره. اگه تو مهمونی خصوصی شون بیام که حتما اخراجم…

جرأت نداره.
و ابروم رو بالا انداختم. در رو باز کرد و آروم تر گفت: آره! جرأت داشت کھ راحت طلاقت نمی
داد.
– اون مربوط به شعور نداشته ش میشه نه جرأت….

ادامه + دانلود